Comments: 0 Posted by: admixxxdkn Posted on: جولای 20, 2020

هر مدیر می داند که آن را آسان برای مردم را به بهترین تلاش خود را هر روز. گاهی اوقات آن ممکن است به نظر می رسد که شما خوش شانس هستید فقط به آنها را به نشان می دهد تا برای کار.

وقتی پرسیده شد که برای توسعه رهبری راهنمایی من ضربه زننده نیست که در آن من آنها را پیدا کنید – تا زمانی که آنها کار می کنند. یکی از غیر معمول ترین, اگر چه بسیار قدرتمند درس برای رهبران می آید از این حکایت توسط ازوپ “غاز که گذاشته تخم مرغ طلایی.” در اینجا نسخه های کلاسیک.

“یک مرد و همسر او تا به حال فرصت خوبی است برای داشتن یک غاز که گذاشته تخم مرغ طلایی در هر روز است. هر چند خوش شانس بودند و آنها به زودی شروع به فکر می کنم آنها نمی گرفتن غنی به اندازه کافی سریع و تصور که پرنده باید ساخته شده از طلا در داخل آنها تصمیم به کشتن آن. سپس آنها فکر می کردند آنها می تواند به دست آوردن تمام فروشگاه فلز گرانبها در یک بار. پس از برش غاز باز آنها دریافتند آن قسمتهای داخلی بود که از هر غاز است.”

اخلاقی: حرص و آز را از بین می برد منبع خوب است.

به افسانه بیشتر مناسب برای مدیران من ایجاد مدرن و به روز “بازسازی”…

“یک مرد و همسر خود را به حال یک مزرعه است. آنها تا به حال یک گله غازها و ساخته شده یک کسب و کار آوردن تخم مرغ ها به شهر هر روز و فروش آنها. زن و شوهر شناخته می شد به صورت محلی به عنوان “مادر و پاپ.”

“دو تا از غازها بودند غیر منتظره ای به خوبی خو و زن و شوهر به آنها اضافی محبت و مواد غذایی است. یک روز این دو مورد علاقه غازها تعجب, زن و شوهر تخمگذار تخم مرغ طلایی.

“مامان و پاپ بودند و خیلی خوشحال است که آنها را ستایش دو غازها پرخرج و پاداش آنها را حتی با محبت تر و مواد غذایی است. همه این توجه منجر به دو تخم مرغ طلایی روز بعد.

“زن و شوهر شروع به رویای ثروت. اگر چه آنها می تواند همه غازها به تخم طلایی? به طوری که آنها اندرز و cajoled کل گله به دنبال نمونه ای از دو باارزش غازها.

“روز بعد بدون تخم مرغ طلایی تولید شد. نگران زن و شوهر سخنرانی غازها در مورد وظیفه خود را به انجام و هشدار داد کاهش جیره اگر آنها را تولید نمی کند ،

“روز بعد کمتر تخم مرغ تولید شد و هیچ یک از آنها ساخته شده از طلا. نگران است که در آینده ثروت خود را در معرض خطر بود زن و شوهر یورش برده و از طریق گله با یک جارو فریاد در آنها و تهدید آنها.

“هنگامی که مادر و پاپ رفت و به بررسی تولید و صبح روز بعد آنها را دیدم که همه غازها رفته بودند.”

اخلاقی از داستان: یک جامعه غاز نمی خواهد ذخیره کردن تخم مرغ طلایی. می دانیم که منبع واقعی از سود خود را و تغذیه آن به جای بهره برداری از آن.

به عبارت دیگر این است که یک توسعه رهبری نکته: اعضای تیم خود را خواهد تخم طلایی برای شما, اما تنها اگر آنها می خواهند به. توسعه بخش, الهام بخش توانمند سازی و تشویق مردم خود را به این دلیل که منبع نهایی موفقیت خود را در درون آنها.

Leave a Comment