تحليل
دید گاهها تغییر کرده است
فوتبال هم میتواند ، همانطور که والیبال توانست
روزی روزگاری دیدگاهها این گونه بود که ورزش ایران در رشته های گروهی یا همان رشته های تیمی نمی تواند در میادین بین المللی افتخار آمیز ظاهر شود و پرچم سه رنگ و مقدس کشور را به اهتزار درآورد اما امروز این دیدگاه هیچ جایگاهی درعقاید آدم هایی که ورزش ایران را نقد می کنند ، ندارد. چرا که تیم ملی بستکبال برای اولین بار قهرمان جام ملت های آسیا می شود و حضور در المپیک را تجربه می کند ، تیم ملی والیبال نوجوانان برسکوی نخست جهان می ایستد ،تیم ملی والیبال جوانان قهرمان آسیا می شود ، تیم ملی فوتسال در جام جهانی سکوهای افتخار را در یک قدمی خود می بیند و اکنون هم تیم ملی والیبال بزرگسالان هم برای اولین بار به دیدار پایانی مسابقات قهرمانی جام ملتهای آسیا راه یافت و در نهایت بر سکوی دوم ایستاد.
این موفقیت ها در حالی حاصل شده که در گذشته ای نه چندان دور رشته هایی چون والیبال و بسکتبال جایگاهی در آسیا نداشتند چه رسد به اینکه بتوانند در میادین جهانی افتخار آفرین ظاهر شوند.صد البته این موفقیت ها تصادفی حاصل نشده و پشت آن برنامه ریزی منطقی و حرفه ای و سالها تلاش و زحمت آدم های مختلف وجود داشته است.روزی که مدیرانی چون محمود مشحون و یزدانی خرم تصمیم گرفتند بسکتبال و والیبال را به جایگاه آسیایی و جهانی برسانند ابتدا خودباوری را در خود تقویت کردند و بدون توجه به گذشته از صفر شروع کردند و از همه مهمتر به جای حرف ، عمل کردند و نتیجه آن شد که اکنون میبینید.
روزی که والیبال و بسکتبال ما هیچ جایگاهی در آسیا نداشتند فوتبال ما در این قاره کهن و پهناور حرف اول را می زد و قهرمانی در جام ملت های آسیا را در کارنامه داشت اما اکنون والیبال و بسکتبال درآسیا و جهان حرف های زیادی برای گفتن دارند و بر سکوهای افتخار می ایستند اما فوتبال نه تنها از صعود به جام جهانی باز می ماند بلکه برای تکرار افتخارات گذشته عاجز است و این هم یک دلیل دارد که ما در فوتبال فقط حرف می زنیم. در فوتبال و در کلام همه خود را علامه دهر می دانیم اما وقتی نوبت عمل می رسد از زیر بار مسولیت شانه خالی می کنیم.
یکی از دلایل موفقیت های چشمگیر دو رشته ورزشی یاد شده در سال های اخیر توجه به تیم های پایه بوده ، به واقع روزی که محمود مشحون و یزدانی خرم تصمیم به تحول و دگردیسی در بسکتبال و والیبال گرفتند از صفر و پایه استارت زدند تا زحمات آنها پس از سالها جواب دهد که این چنین نیز شد.صدالبته این بهترین تصمیم ممکن بود در آن برهه از زمان سرمایه گذاری به روی تیم های بزرگسال این نتیجه مطلوب را به دنبال نداشت چون آنها شکل گرفته بودند و امکان تغییر در وجوشان امکان پذیر نبود.اما در فوتبال سالها ست که باشگاهها ی سرشناس جزء چند باشگاه محدود که در آنها ثبات مدیریت وجود دارد مثل سپاهان به فوتبال پایه بی توجه هستند و شاید چندان هم مقصر نباشند چرا که در فوتبال ما همه توجه ها به تیم های بزرگسالان است و اگر تیمی در چند بازی خوب نتیجه نگیرد سرمربی اش برکنار می شود و اگر این نتایج ادامه یابد مدیر عاملش نیز از کار برکنار خواهد شد.نکته تاسف بار تر اینکه در حالیکه درفوتبال حرفه ای برای کشف استعدادها و پرورش آنها هزینه میکنند ما برای آموزش فوتبال به استعدادها از آنها پول میگیریم که با فرهنگ حاکم بر فوتبال حرفه ای در تعارض است.
فوتبال هم می تواند مثل والیبال و بسکتبال هم در میادین آسیایی و هم در میادین جهانی آبرومند و افتخار آمیز ظاهر شود به شرطی که خود را باور کند و در ادامه راه هایی که منجر به موفقیت می شود را طی کند که تحقق این امر منوط به نزدیک شدن به فرهنگ حاکم بر فوتبال حرفه ای است. بی شک مادامی که فوتبال پایه در اولویت دهم ما قرار دارد ، مدیر عامل برای تیم بازیکن می گیرد، مدیر عامل و سرمربی به جان هم میپرند و ... ره به جایی نخواهیم برد.
نویسنده :www.lig1.ir (علی بنی شیخ الآسلامی)
پنج شنبه : 16 مهر 1388 – 8 اکتبر 2009
|