Posted on: جولای 8, 2020 Posted by: admixxxdkn Comments: 0

[ad_1]

این نقل قول از کتاب “نقل مکان کرد که من پنیر” هشدار مردم به راضی در کار خود را به آگاهی از نشانه هایی که همه چیز می تواند تغییر است که این شرکت می تواند در مشکل و شغل می تواند از دست رفته.

این سومین بار گلن گذاشته شده بود ، او بوی پنیر اما نمی خواهید به نگرانی خود Toni بنابراین او نمی بحث در مورد آن. البته پس از چند سال از ازدواج, Toni می دانستم که چیزی اشتباه بود. گلن آرام بود و عبوس و نه فقط خود را. پس از آن اعلام شد و او بود که به پرسپولیس. شده از طریق آن را دو بار قبل نیست آن را کمتر آسیب زا است. آن را هنوز هم بسیار تضعیف روحیه برای هر دو!

از دست دادن یک کار به ارمغان می آورد در مورد بسیاری از ترس است. چه خواهد شد من در حال حاضر ؟ این هویت من. من که هستم در حال حاضر ؟ چه در مورد امور مالی? ما OK ؟ آیا ما قادر به پرداخت صورتحساب خود را از خرید مواد غذایی, آنچه در مورد بیمه درمانی است ؟ ما در حال گرفتن هر جوان. چه مدت طول خواهد آن را برای پیدا کردن کار دیگری ؟ ما اجرا از پس انداز ؟ ما هرگز قادر به گرفتن یکی دیگر از تعطیلات ؟ اینها برخی از ترس مواجه با افرادی که فقط یک کار از دست داده.

تونی البته تا به حال بسیاری از افکار و از خود او را. ما می توانید از طریق یکی از این بیشتر ؟ آیا من مجبور به کار بیشتر ساعت ؟ من از لحاظ جسمی قادر به انجام این کار? من قادر به پشتیبانی گلن عاطفی در حالی که او به نظر می رسد برای یک کار جدید ؟ چگونه به این بر ما رابطه ای است ؟ آن را برای زنده ماندن کار دیگری از دست دادن ؟ من دوستان شما را در درک ؟ خواهد آنها مراقبت ؟ آنها به من ارائه حمایت عاطفی? خواهد شد و یا آنها فقط به من بگویید همه چیز خوب خواهد بود اگر من فقط یک چشم انداز مثبت?

بنابراین بسیاری از سوالات و در عین حال تا چند پاسخ. روز در این هفته بر روی بروید. گلن به دنبال رفتن به نمایشگاه کار, ارسال رزومه. من پیشنهاد می کنم به Toni که گلن می خواند “نقل مکان کرد که من پنیر” آن خواهد بود مفید برای هر دو آنها را. آن است که در مورد تغییر و چگونگی فرایند آن است.

پس از دو ماه منجر شود خوب می آید از همکاران. این نوع از کار گلن کند اما گرفتن این است که آن را در یک شهر سه ساعت دور. آن است که هیجان انگیز و ترسناک در همان زمان. گلن یک مصاحبه تلفنی. او احساس می کند خیلی خوب است پس از آن بیشتر زمان می رود توسط. همکاران می گوید این مهم است که صبور باشید. سپس خبر خوب می آید آنها می خواهند گلن آمده برای مصاحبه. او فکر می کند آن را به خوبی می رود اما دوباره او را به صبر کنید. دوباره کارگزینی می گوید بیمار می شود. گلن در لبه و پرسپولیس است و مطمئن نیستید که چگونه برای کمک به. اگر او این کار آن خواهد شد چنین یاس. اگر او این کار به این معنی یک حرکت بزرگ است. خیلی به فکر کردن در مورد احساسات بسیار.

در نهایت آنها شنوند! گلن کار می شود. هورا! آنها آماده برای چالش هایی که با آنها مواجه است. آنها را “حرکت خود را پنیر”.

شده است سه ماه پس از گلن شروع کار جدید خود را. او یک بررسی خوب است. Toni کرده و به ساحل جنوب غربی از Floridanow و سرب در یک کار حرفه ای انتخاب شده. آنها یک پیشنهاد در یک خانه. آنها را حل و فصل خود را در شهر جدید و شرایط جدید. آینده روشن است!

زمانی که لیندا اول من فرستاده او داستان من متوجه شدم که او تا به حال گوش به آنچه من گفتم در طول این زمان دشوار و چه من و گفت: یک دوست وفادار و ذهن خواننده به نظر می رسد. بخشی از زمان من احساس می کنم نیاز به شجاع در مورد این بحران مالی در طول هفتگی ما مکالمات تلفن به عنوان لیندا حال غم انگیز از دست داده و همسرش از یک سال قبل و چگونه می تواند این مقایسه به آنچه او رفتن را از طریق. جزر و مد تغییر من آمده اند به درک نه فقط برای بدن آب بلکه برای دوستی پایدار. برای من اگر احساس مانند یک ریتم ملایم که در آن ما به نوبت در زمان گوش دادن و صحبت های ما هفته بالا و پایین.

شگفت انگیز است که تقریبا یک سال رفته پس از این تماس تلفنی که گلن بوده است به طوری عصبی در انتظار. ما می دانستیم که ما تا به حال گزینه های بهتر از بسیاری از, اما از آن است هرگز آسان و شروع بیش از زمانی که شما نزدیک به بازنشسته ترسناک است. رفتن را از طریق صرفه جویی در هزینه های پزشکی غیر منتظره هنگامی که سیاست شما در خرید است که اساسا یک معافیت پزشکی عمده طرح می شود که شما را به یک بیمارستان است. بسیاری از مردم به ما گفتن ما خواهد بود فقط خوب که در آن زمان بسیار عاطفی بیشتر به طوری که شما مسن هستند و سخت تر از آن است که به بیش از شروع در جایی دیگر.

ما شروع به یک مجله برای خودمان پر از اطلاعات در مورد در حال حرکت, محله, همه چیز برای انجام ، در واقع مجله من پر بود از نقاشی و بسته بندی و حرکت شکننده اموال در آخر هفته طولانی سفر به عنوان من همچنان به کار برای چند ماه تا زمانی که در حال حرکت به طور موقت آپارتمان. گلن یادگیری طناب در کار جدید خود و پیدا کردن محلی در حال اجرا و دوچرخه سواری قرار گرفتند. فعالیت های خود بودند و روحی و جسمی آزاد کند. کار در حال حمایت و انجام همه من نیاز به انجام عاطفی و جسمی طاقت فرسا پیدا کردن رقص و هنر, گروه ساکت به روز دشوار است.

هنگامی که من کردم مهاجرت, من شروع به کشف شهر جدید. برای اولین بار خاموش شد با شکوه غروب که مسخ شده من عکس بعد از عکس گرفته شده را پر کنید که من I phone آلبوم دوربین است. ما تا به حال همیشه لذت می برد قایقرانی و جستجو برای herons egrets و روزت spoonbills و در اینجا آنها در پشت درب هر شب. من در این زمان به عنوان یک نشانه آن است که این محل که در آن ما را به معنای شد.

جابجایی است تنها زمانی که شما در حال از دست دادن جامعه خود را. من نگه داشته به خاطر سپردن چگونه من مادر منتقل شده و چه ساخته شده حرکت خود را آسان تر در مورد من هم سن و سال. من تمام منافع من; line کلاس استودیو هنر و فوق العاده داوطلب سازمان. پیدا کردن تو رفتگی در دیوار ارائه استعداد من به من چیزی برای نگاه به جلو به. گفتن ماجراهای من و ارسال عکس به من اجازه داد تا به دیگران نشان می دهد که من انجام شده بود خوب است. برقراری ارتباط با رسانه های اجتماعی مفید بود اما بسیاری از بار من از دست دوستان نزدیک من است که همه نیازهای خود را در یک تیم زمانی که شما می خواهید به عقب بنشینید و خودتان باشید. کسانی که مردم را نمی توان جایگزین و پیدا کردن راه های جدید برای اتصال به معنای سفرهای مکرر و زمان صرف شده بر روی گوشی.

من خیلی خوش شانس برای پیدا کردن کار و تبدیل شدن به بخشی از یک جدید یکپارچه برنامه سلامتی. تا زمانی که من می توانم من می خواهم برای دیدن این نگاه در چهره کسی که من را ماساژ بدهید سپس از طریق درمان سرطان و شنیدن آنها می گویند چگونه سپاسگزار آنها را برای من لمس است. من ممنون هستم که به من شور زندگی و کار یکی و که من می تواند همچنان به ارائه درمانی راحتی لمس در طول زمان دشوار است برای بازماندگان در درمان سرطان است.

من به تازگی یک بازی با نوه من زمانی که آنها بازدید و در زمان آنها را به دیدن توله سگ در سگ راهنمای جنوب شرقی. آن را شکستن بهار و خط بود و انتظار خیلی سخت است زمانی که شما جوان هستند. به یاد AT&T تجاری که در آن آقایی نشسته در جدول کودکان و نگه می دارد آنها پرسیدن سوال به آنها فکر می کنم. بنابراین من سه نفر “چه بدتر در انتظار در خط به بازی با توله سگ و یا هرگز, تماشای تلویزیون یا دیدن پدر و مادر خود و یا بازدید از ما تا به حال دوباره؟” خوب بود به این دیدگاه و گاهی اوقات آن را کمک می کند تا خودمان را می پرسد سوال سخت. زندگی همیشه آسان نیست گاهی اوقات خیلی سخت, شما تعجب می کنم که چرا سعی می کنید ؟ محو و سپس یک لبخند, یک, آهنگ, غروب آفتاب به شما یادآوری می کند که “جزر و مد تغییر و ایمان داشته باشد.” گاهی اوقات آن را فقط در حال حرکت پنیر اما قطع کردن سخت لبه کمی از قالب است که کمک می کند تا برای دیدن امکانات جدید.

ما یک زندگی جدید در یک خانه جدید با نمایی از غروب آفتاب بر روی برکه در هر شب. کاری که ما لذت بردن از سرگرمی های است که ما را جوان و درگیر. آن آسان است ، آن است لازم باشد بله ؟ احساس سپاسگزار و انعطاف پذیر و بانکی کسانی که احساسات خوب در آن زمان که خواهد آمد که شما را به گریه کردن “واقعا دوباره.”

[ad_2]

Leave a Comment